نمایش روز شمار نوروز
بستن


اینجا راجبِ هر چی که براتون تلخه می تونید مطلب و شعر و... بنویسید.

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

تلخ نویس

گروه عمومی · 18 کاربر · 869 پست
Mina
Mina
کاش ما آدم ها هم مثــــــــــــــــــــل گربه ها با چند لحظه بو کشیدن میفهمیدیم که هر آشـــــــــــــــــــــغالی ارزش وقت گذاشتن نداره {-60-}
Mina
Mina
دنيا پر از تباهي است، نه به خاطر وجود آدمهاي بد، بلكه به خاطر سكوت آدمهاي خوب ...{-15-}
Mina
Mina
ﺑﻌﻀﻴﺎ مثل ﺁﺧﺮ ﺳﺲ ﺧﺮﺳﻲ ﻣﻬﺮﺍم هستن! ﻓﻘﻂ ﺗﺮﺗﺮ ﻣﻴﻜﻨﻦ, ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺑﺎﺯﺩﻫﻲ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ… {-7-}{-15-}
Mina
Mina
آنقدر به این روزهای تلخ عادت کرده ام که وقتی لبخند میزنم قلبم تیر می کشد بیچاره دلم چقدر عادت میکند به نبودن هر آنچه دلش می خواست !!!!!!!!!!{-60-}
Mina
Mina
בآريمـ جآيے "زنـבگـــے" ميڪنيم ڪـِ : هَرزگے "مـُـــــב" اســت (!) بے ـآبرويـــے ڪلـــــآس اســـت (!) مَســـــــتےُ בوב تَفـــريــح اســـت (!) בُوستــے بــا "پســر" روشــטּ فکــرے اســت (!) گــُـرگ بــوבטּ رَمـــز مُوفقيتــ اســـت (!) و...................... בوست عزيـ ــز هــَر غلـطے رو انـجام בاבטּ ،اسمـش "پایـہ بـوבטּ" نیـست (!) خـَـریـَتــہ (!){-15-}{-15-}
Mina
Mina
مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من می چرخید به خیالش ، قندم ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد آن مگس را کشتم… (زنده یاد حسین پناهی){-35-}
Mina
Mina
آنكه از ما بالاتر است ما را بدبخت مي داند ، آن كه از ما پائين تر است ما را خوشبخت تصور مي كند ، اما هر دو در اشتباهند ، زيرا ما گاهي خوشبختيم و غالبا بدبخت : بدبختي ما در آن ايامي است كه به نقايص زندگي خود توجه داريم و خوشبختي ما در لحظات كوتاهي است كه به نعمتهاي زندگي خود نظر مي اندازيم .{-15-}
Mina
Mina
گراهام بل عزیز......!!! تلفنی که زنگ نمی خورد که نیازی به اختراع نداشت!!! حوصله ات سر رفته بود"چسب قلب"اختراع میکردی.... می چسباندیم روی این ترک های قلب صاحب مرده مان..... و غصه زنگ نخوردن تلفنی.... که اختراعش نکرده ای را نمی خوردیم....!!!!! ساده بگویم گراهام بل عزیز.....!!! حال این روزهای مرا تو هم مقصری..... {-38-}
Mina
Mina
پادشاهی درزمستان به یکی ازنگهبانان گفت:سردت نیست گفت:عادت دارم گفت:میگویم برایت لباس گرم بیاورندوفراموش کردصبح جنازه نگهبان راديدندكه روی دیوارنوشته بود:به سرما عادت داشتم اماوعده لباس گرمت مرا ویران کرد. {-60-}
Mina
Mina
فاحشه کسی است که در زندگیش از همخوابی با بزغاله هم نگذشته است اما میخواهد با دختر باکره ازدواج کند{-9-}{-9-}{-9-}
Mina
Mina
یادم باشد به سهراب بگویم که عشق دیگر تپش قلبها نیست؛ صدای فنر تختهاست!! {-15-}
Mina
Mina
دست های کوچکش به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد التماس می کند : آقا... آقا " دعا " می خری؟ و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند و برای فرج آقا " دعا " می کند {-9-}
Mina
Mina
باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ، آنقدر که یکی از این شب های لعنتی آغوشش را برای من و یک دنیا خستگیم بگشاید ؛ هیچ نگوید و هیچ نپرسد فقط مرا در آغوش بگیرد بعد همانجا بمیرم تا نبینم روزهای آینده را … روزی که دروغ میگوید ، روزی که دیگر دوستم ندارد ، روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمی گیرد و روزی که عاشق دیگری می شود{-38-}
Mina
Mina
خــــدایــا یــه بُــــر بــه ایــن زنــدگیــمون بــزن شایــد دو تــا حکــم افتــاد دستمــون که هــر نامــــردی آســش رو بــه رخ مــا نکــشــه{-38-}
Mina
Mina
آغــ ــوش مـ ـی خــ ــواهــــ ــــم نـــــ ــه مـــــ ـرد ... نــ ـــه زن ... خدایـــــــ ـــــــــــا زمیــ ـن نــ ـمی آیـ ـی امشـــ ـــب؟!! {-31-}
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

كافه باران · کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است وكافه باران هیچ مسئولیتی ندارد شِیرترانیکس فارسی